زبان مادری من عربی است که خودم و خانواده و ایل و تبارم نسل اندر نسل به آن صحبت کردهایم اما پیش چشم بسیاری از هموطنهای خودمان، ما ایرانی به حساب نمیآییم اگر به سنت و فرهنگ آبااجدایمان پایبند بمانیم!
من اگر بگویم اهوازی، آبادانی، اهل ماهشهر، خرمشهری هستم ایراد نمیگیرند اما اگر بگویم عرب هستم، انگار مرتکب توهینی شدهام! راحت برچسب «تجزیهطلب» میخورم!
«عرب سوسمارخور» لفظ تحقیرآمیزی است که از قدیم برخی از ایرانیان به دلایل مختلف فرهنگی یا سیاسی علیه کشورهای حاشیهی خلیج فارس بهکار میبردهاند. وقتی توجه کنیم که زبان مادری بیش از ۲ میلیون نفر ایرانی در استانهای جنوبی نیز زبان عربی است، عبارات توهین آمیز ضدعرب، در عمل به معنی تحقیر آنها نیز هست. این رفتار در عمل به تبعیضهای آموزشی، فرهنگی، و اقتصادی نیز منجر شدهاست.
نزد کسانی که اینطور رفتار میکنند، «عرب» مظهر بادیهنشینی و فرهنگ قبیلهای یا اصولاً «بیفرهنگی» است،که از شهرنشینی و تمدن فاصله دارد. یک ریشهی تاریخی عربستیزی برمیگردد به درونی شدن اسلام که برای ایرانیان یک دین بیگانه و از نتایج فتوحات اعراب در خاک ایران بود. ایرانیان که اجباراً یا داوطلبانه به اسلام روی آوردهبودند برای حفظ هویت فرهنگی و زبانی خود، میان «اسلام» و «اعراب» مرز قاطعی کشیدند و ضمن دفاع از اسلامِ ایرانیشده، همزمان علیه اعراب موضع گرفتند که یک نمونهی تاریخی آن جنبش شعوبیه است. عربستیزیِ تاریخی به ایرانیان کمک میکند که هم اسلام را داشته باشند و هم غرور و هویت متمایز ایرانی که تسلیم قوم عرب نشدهاست. در دوران معاصر نیز ایدئولوژی ملیگراییِ مرکزگرا همین روال را ادامه دادهاست.
اگر مردم ما میخواهند پابند حقوق بشر و دموکراسی باشند، باید تبعیضهای عربستیزانه علیه هموطنان خود را متوقف کنند. عربستیزی، نوعی از سامیستیزی و در زمرهی گفتار و رفتار نژادپرستانه است. هموطن، با امضای این دادخواست از این خواست ما مردم عرب حمایت کنید که تبعیضهای فرهنگی و اقتصادی و سیاسی علیه ایرانیان عربزبان باید از بین برود.-
مخالف هرگونه فاشیسم و شوونیسم
و خواهان پایان تبعیض ها علیه عرب ها در ایران هستیم