دادخواست مردمی برای تأمین فوری و پایدار آب آشامیدنی در زاهدان و سراسر سیستان و بلوچستان
نیست اِنت بلۏچی
۲۲ تیر ۱۴۰۵
خطاب به:
رئیسجمهوری اسلامی ایران، وزیر نیرو، رئیس سازمان برنامه و بودجه، استاندار سیستان و بلوچستان، مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب سیستان و بلوچستان، نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی و کمیسیونهای انرژی، عمران و اصل نود مجلس
ما امضاکنندگان این دادخواست، از شهروندان زاهدان و دیگر شهرها و روستاهای سیستان و بلوچستان، از جمله زابل، زهک، خاش، سراوان، ایرانشهر، راسک، دشتیاری، چابهار و کنارک، اعتراض جدی خود را نسبت به تداوم بحران آب و محرومیت بخش بزرگی از مردم استان از دسترسی مستمر، کافی و برابر به آب آشامیدنی سالم اعلام میکنیم.
بحران آب در سیستان و بلوچستان دیگر یک مشکل فصلی یا حادثهای موقت نیست. این بحران حاصل ترکیب خشکسالی و گرمای شدید، کاهش منابع سطحی و زیرزمینی، وابستگی شمال استان به رود هیرمند و چاهها، شوری برخی منابع آب، رشد جمعیت بدون توسعه متناسب زیرساختها، فرسودگی شبکههای انتقال و توزیع، هدررفت گسترده آب، کندی پروژههای آبرسانی و ضعف پاسخگویی مدیریتی است.
بنابراین، نسبتدادن همه مشکلات استان به خشکسالی یا نرسیدن حقابه هیرمند، توضیحی کامل نیست. مسئله زاهدان با مشکلات روستاهای دشتیاری یا شهرهای ساحلی چابهار و کنارک یکسان نیست و هر منطقه به برنامهای متناسب با منابع، جمعیت و زیرساختهای خود نیاز دارد.
زاهدان با کسری آشکار آب روبهرو است
بر اساس اعلام معاون بهرهبرداری و توسعه آب شرکت آب و فاضلاب سیستان و بلوچستان در خرداد ۱۴۰۵، نیاز آبی زاهدان در ساعات اوج مصرف بیش از سه هزار لیتر در ثانیه است، درحالیکه ظرفیت عملیاتی تأمین آب شهر حدود دو هزار لیتر در ثانیه برآورد میشود. به بیان دیگر، مرکز استان در ساعات حساس با کسری حدود هزار لیتر آب در ثانیه روبهرو است. این کمبود، علت اصلی افت فشار و قطعیهای مکرر در بسیاری از محلههای شهر شناخته شده است.
در محلههای تازهتأسیس و مجتمعهای مسکن ملی زاهدان، توسعه ساختوساز و افزایش جمعیت بدون گسترش متناسب شبکه آبرسانی انجام شده است. گزارش میدانی ایرنا در ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد که برخی خانوادهها در طول هفته حداکثر چهار روز و آن هم فقط برای چند ساعت در نیمهشب یا بامداد آب دریافت میکنند. در بعضی مناطق، فشار آب به اندازهای پایین است که حتی پمپهای خانگی نیز قادر به انتقال آب به مخازن نیستند.
این وضعیت در دمای بالاتر از ۴۰ درجه، بهویژه برای کودکان، سالمندان، بیماران، افراد دارای معلولیت و خانوادههایی که برای سرمایش به کولر آبی وابستهاند، فقط یک ناراحتی روزمره نیست، بلکه تهدیدی برای سلامت و ایمنی آنان است.
بخشی از آب موجود پیش از رسیدن به مردم هدر میرود
کمبود منابع تنها علت بحران نیست. طبق برآورد فنی شرکت آب و فاضلاب استان، هدررفت آب در برخی شبکههای شهری سیستان و بلوچستان بیش از ۳۰ درصد و در بعضی شبکههای روستایی بیش از ۴۰ درصد است. در استانی با محدودیت شدید منابع آب، اتلاف چنین حجمی از آب نشان میدهد که بازسازی شبکههای فرسوده باید همسطح افزایش ظرفیت تولید آب در اولویت قرار گیرد.
حفر چاه، ساخت آبشیرینکن یا انتقال آب، بدون تعمیر خطوط فرسوده، کنترل نشت، ایجاد مخازن کافی و اصلاح فشار شبکه، الزاماً به آب پایدار در خانههای مردم منجر نمیشود. ممکن است یک شهر یا روستا در آمار رسمی «متصل به شبکه» محسوب شود، اما آب فقط چند ساعت در شبانهروز یا چند روز در هفته در لولههای آن جریان داشته باشد.
صدها روستا همچنان آب شبانهروزی ندارند
وزارت نیرو در سال ۱۴۰۳ اعلام کرد که ۲۳۵۱ روستای استان با تنش یا ناپایداری آبی روبهرو بودهاند و آبرسانی به ۱۷۵۱ روستا با جمعیتی حدود ۵۵۴ هزار نفر در قالب طرح «جهاد آبرسانی» در دستور کار قرار گرفته است. در همان زمان گفته شد که ۴۰۱ روستا با جمعیتی حدود ۱۴۸ هزار نفر از آب پایدار بهرهمند شدهاند.
این طرحها مهماند و اجرای آنها باید ادامه یابد، اما آمار تازهتر نشان میدهد که بحران همچنان بسیار گسترده است. در ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، نماینده حوزه انتخابیه چابهار اعلام کرد که بیش از ۷۰۰ روستای این حوزه هنوز از آب آشامیدنی شبانهروزی و پایدار محروماند و برای رفع مشکل به تکمیل خطوط انتقال، احداث مجتمعهای آبرسانی، افزایش ظرفیت ذخیره و توسعه آبشیرینکنها نیاز دارند.
این فاصله میان تعداد پروژههای اعلامشده و شمار روستاهایی که هنوز آب پایدار ندارند، نشان میدهد که صرف اعلام آغاز پروژه، لولهگذاری یا قرارگرفتن یک روستا در فهرست طرحها نباید معادل حل بحران تلقی شود. معیار موفقیت باید میزان و کیفیت آبی باشد که عملاً و بهطور مستمر به خانههای مردم میرسد.
آمارهای رسمی در سالهای مختلف نیز با یکدیگر تفاوت داشتهاند. در سال ۱۳۹۸ اعلام شده بود که ۲۷۲۶ روستا فاقد سامانه آبرسانیاند و حدود ۲۵۱ هزار روستانشین آب خود را با تانکر دریافت میکنند. اجرای پروژههای بعدی بدون تردید این وضعیت را تغییر داده است، اما ادامه آبرسانیِ سیار و محرومیت صدها روستا نشان میدهد که اتکا به تانکر هنوز از یک راهکار اضطراری به شیوهای طولانیمدت تبدیل شده است.
بحران آب برای فقرا هزینه بیشتری دارد
قطع و افت فشار آب، هزینه تأمین این نیاز اساسی را از دولت به خانوارها منتقل کرده است. خانوادهها ناچارند مخزن، پمپ، آب بستهبندیشده یا آب حملشده با تانکر خصوصی تهیه کنند. خانوارهای کمدرآمد توان خرید مخازن بزرگ، پمپ مناسب یا آب خصوصی را ندارند و درنتیجه بیشتر در معرض بیآبی، استفاده از آب ناسالم و اختلال در بهداشت روزمره قرار میگیرند.
زنان و کودکان در بسیاری از روستاها بخش بزرگی از بار جمعآوری، نگهداری و مدیریت آب محدود خانوار را بر دوش دارند. قطع آب همچنین مدارس، مراکز بهداشت، مشاغل کوچک، دامداری و کشاورزی خانوادگی را مختل میکند و بر مهاجرت اجباری از مناطق روستایی میافزاید.
در برخی روستاهای جنوب استان، وابستگی به هوتگها، یعنی گودالها و برکههای روباز ذخیره آب باران و سیلاب، همچنان سلامت و جان کودکان را تهدید میکند. گزارشی در فروردین ۱۴۰۵، با استناد به برآورد یکی از کارکنان محلی بخش بهداشت، از مرگ احتمالی سالانه ۱۵ تا ۲۰ کودک در هوتگها سخن گفته است. این رقم آمار رسمی و جامع نیست، اما مرگهای ثبتشده نشان میدهد که نبود منابع ایمن آب، پیامدهایی فراتر از تشنگی و دشواری زندگی روزانه دارد.
زیرساخت آب باید در برابر قطع برق و شرایط جنگی مقاوم باشد
آب چابهار و کنارک بهطور کامل از کارخانههای آبشیرینکن تأمین میشود. شرکت آب و فاضلاب استان در سال ۱۴۰۳ اعلام کرد که ظرفیت شیرینسازی آب از ۴۰ هزار به ۴۸ هزار مترمکعب در شبانهروز افزایش یافته، اما جیرهبندی همچنان ادامه داشته است.
حملاتِ نظامیِ اخیر در چابهار و کنارک، سه خط انتقال برق را از مدار خارج کرد که دو خط پس از عملیات تعمیر دوباره برقرار شد. این حادثه نشان داد که سامانههای آبشیرینکن، چاهها، ایستگاههای پمپاژ و خطوط توزیع تا چه اندازه به برق پایدار وابستهاند.
ما ادعا نمیکنیم که جنگ علت اصلی بحران آب استان است. بحران سالها پیش از جنگ وجود داشته است. اما آسیب به شبکه برق، اختلال در سوخترسانی، حملونقل و تأمین قطعات میتواند سامانهای را که از پیش ناپایدار است، با خطر بیشتری روبهرو کند. دولت موظف است برای آبشیرینکنها، چاهها و مراکز پمپاژ حیاتی، برق اضطراری، سوخت ذخیره و قطعات یدکی کافی فراهم کند.
اعتراضهای محلی نباید نادیده گرفته شوند
مردم استان در سالهای گذشته بارها با تجمع و اعتراض مسالمتآمیز، بحران آب را مطرح کردهاند. در سال ۱۴۰۲، مردم زابل چندین بار درباره نرسیدن حقابه هیرمند، خشکشدن هامون، طوفانهای گردوغبار، نابودی معیشت و قطعی آب و برق تجمع کردند. یکی از تجمعهای مرداد ۱۴۰۲، پنجمین اعتراض آبی منطقه طی چند ماه گزارش شد.
ادامه اعتراضها نشان میدهد که مسئله فقط کمبود طبیعی آب نیست، بلکه به اعتماد عمومی، شفافیت، توزیع عادلانه منابع و پاسخگویی مسئولان نیز مربوط است.
ما تأکید میکنیم که دولت در سالهای گذشته اقداماتی، از جمله حفر چاه، احداث خطوط انتقال، توسعه آبشیرینکنها، ساخت مخازن و اجرای پروژههای روستایی انجام داده است. بااینحال، ادامه کسری هزار لیتری آب در ثانیه در زاهدان، هدررفت بالای شبکه، جیرهبندی در شهرهای ساحلی و محرومیت صدها روستا از آب شبانهروزی نشان میدهد که این اقدامات هنوز متناسب با وسعت و شدت بحران نبودهاند.
مطالبات ما
ما امضاکنندگان این دادخواست خواستار اقدامات زیر هستیم:
۱. برنامه اضطراری برای زاهدان
وزارت نیرو و آبفای استان برنامهای عمومی برای جبران کسری حدود هزار لیتر در ثانیه آب زاهدان منتشر کنند. این برنامه باید ظرفیت واقعی منابع، جدول زمانی ورود منابع جدید، نحوه توزیع آب در محلهها و اقدامات فوری برای مناطق مرتفع، حاشیهای و مجتمعهای مسکن ملی را مشخص کند.
۲. انتشار عمومی اطلاعات آب
اطلاعات مربوط به میزان تولید، مصرف، کسری، کیفیت آب، افت فشار، قطعیها، هدررفت شبکه و وضعیت پروژهها باید بهصورت ماهانه و به تفکیک شهر، بخش و روستا منتشر شود. شهروندان باید بتوانند بدانند هر پروژه چه میزان بودجه دریافت کرده، چه مقدار پیشرفت دارد و در چه تاریخی به بهرهبرداری واقعی خواهد رسید.
۳. بازسازی فوری شبکههای فرسوده
وزارت نیرو باید برنامه سالانه و دارای بودجه مشخصی برای تعویض خطوط فرسوده، کاهش نشت و پایینآوردن هدررفت شبکه ارائه دهد. هدف کمی کاهش تلفات آب در هر شهر و روستا باید اعلام و میزان پیشرفت آن بهطور مستقل ارزیابی شود.
۴. تکمیل آبرسانی به روستاهای محروم
برای بیش از ۷۰۰ روستای حوزه چابهار و دیگر روستاهای فاقد آب شبانهروزی، فهرست اولویتها، منابع مالی و زمان پایان هر پروژه منتشر شود. اتصال اسمی به شبکه، بدون وجود آب کافی و مستمر، نباید بهعنوان تکمیل پروژه گزارش شود.
۵. ضابطهمندکردن آبرسانی با تانکر
تا زمان تکمیل شبکهها، آبرسانی سیار باید رایگان، منظم و قابل نظارت باشد. زمان مراجعه تانکرها، مقدار سهمیه هر روستا، کیفیت آب و مسیر خودروها باید ثبت و در دسترس شوراهای محلی قرار گیرد. برای روستاهای دورافتاده نیز باید ظرفیت کافی خودرو و سوخت تضمین شود.
۶. حمایت از خانوارهای کمدرآمد
برای خانوادههایی که به دلیل قطع آب ناچار به خرید مخزن، پمپ یا آب خصوصیاند، کمک اضطراری در نظر گرفته شود. مدارس، مراکز درمانی و خانوارهای دارای کودک، سالمند، بیمار یا فرد دارای معلولیت باید در توزیع اضطراری آب اولویت داشته باشند.
۷. ایمنسازی هوتگها و ایجاد منبع جایگزین
هوتگهای نزدیک روستاها باید فوراً حصارکشی و ایمن شوند، اما حصارکشی بهتنهایی کافی نیست. برای هر روستای وابسته به هوتگ باید مخزن، سامانه تصفیه یا منبع آب سالم و قابل دسترس فراهم شود تا مردم ناچار به استفاده مستقیم از آب برکههای روباز نباشند.
۸. تأمین برق اضطراری برای تأسیسات حیاتی آب
تمام آبشیرینکنها، چاههای اصلی، تصفیهخانهها و ایستگاههای پمپاژ باید به مولد برق اضطراری، سوخت کافی و تجهیزات پشتیبان مجهز شوند. برنامه استمرار خدمات آب در شرایط قطع برق، سیل، حمله نظامی یا اختلال حملونقل باید منتشر و آزمایش شود.
۹. مدیریت پایدار منابع آب
حل بحران فقط با افزایش برداشت از چاهها امکانپذیر نیست. دولت باید برداشت ناپایدار از آبهای زیرزمینی، شورشدن منابع، آبیاری ناکارآمد و کشت محصولات پرمصرف را کنترل کند و همزمان برای کشاورزان و دامداران، حمایت مالی، فناوری آبیاری مناسب و فرصتهای شغلی جایگزین فراهم آورد.
۱۰. پیگیری حقابه هیرمند و حفاظت از هامون
دولت باید درباره میزان آب ورودی هیرمند، اجرای معاهده سال ۱۹۷۳ و مذاکرات با افغانستان گزارشهای منظم و قابل راستیآزمایی منتشر کند. در کنار تأمین آب آشامیدنی، حقابه زیستمحیطی هامون و معیشت مردم سیستان نیز باید در سیاستگذاری آب جایگاهی روشن داشته باشد.
۱۱. نظارت مستقل و مشارکت مردم محلی
یک هیئت نظارت با حضور متخصصان مستقل، نمایندگان شوراهای شهر و روستا، دانشگاهیان، فعالان محیط زیست، نمایندگان جوامع بلوچ و سیستانی و نهادهای بهداشتی تشکیل شود. این هیئت باید بر بودجه، کیفیت آب، اجرای پروژهها و نحوه توزیع اضطراری نظارت کند و گزارشهای خود را در دسترس عموم قرار دهد.
۱۲. تضمین برابری و منع تبعیض
دسترسی به آب سالم نباید به محل سکونت، قومیت، مذهب، درآمد یا فاصله یک روستا از مراکز شهری وابسته باشد. روستاهای فقیر و دورافتاده باید بر اساس شدت محرومیت و نیاز انسانی، نه میزان نفوذ سیاسی یا صرفه اقتصادی پروژه، در اولویت قرار گیرند.
سخن پایانی
مردم سیستان و بلوچستان از مسئولان وعده تازه نمیخواهند. آنان خواهان آب سالم، فشار کافیِ جریان آب، جدول زمانی روشن، اطلاعات قابل راستیآزمایی و نهادی پاسخگو هستند.
آب آشامیدنی سالم یک امتیاز، کمک خیریه یا مطالبه فرعی نیست. آب، حق بنیادی مردم و تأمین آن وظیفه مستقیم و غیرقابل انکار دولت است.
ما خواستار آن هستیم که مسئولان ذیربط پاسخ رسمی و عمومی خود را به این دادخواست ارائه کنند و گزارش پیشرفت اقدامات را تا رسیدن همه شهرها و روستاهای استان به آب سالم و پایدار، بهطور منظم منتشر سازند.
-
دادخواستهای مربوط
نیوزلیٹر ءَ سبسکرائیب بکن اِت
✅ شمئے اِشتراک سَبت بیت
نوکیں رویداد
-
اِمزا ءِ جاه
اُستان دزنامانی لێکئو البرز ۲ اردبیل ۰ بوشهر ۰ چارمهل و بَهتییاری ۱ روبرکتی آزربئیجان ۲ پارس ۰ گیلان ۰ گلستان ۰ همدان ۰ هرمزگان ۰ ایلام ۰ اِسپَهان ۰ کرمان ۰ کرمانشاه ۰ هوزستان ۰ کهگیلویا و بویراحمد ۰ کردستان ۰ لرستان ۰ مرکزی ۰ مزَنداران ۰ شمالی هراسان ۰ کَزوین ۰ کُم ۰ رِزوی هراسان ۰ سمنان ۰ سیستان و بلوچستان ۱ جنوبی هراسان ۰ تهران ۲ مشرکی آزربئیجان ۰ یزد ۰ زنجان ۰ ئے اَرزی ءَ تنیگہ ۷۳ دزنام مُچ کوتگ. ۶۹% دزنام چه ایران ءُ کم ءُ گیش ۳۱% ایران ءَ چہ در دیگ بیتگ انت۔. گیشیں سرپدی پہ ایران ءِ دزنام جنوکانی جاگہ ے واست ءَ اِدا ٹپّ اِت۔. -
آھری دزنام
-
حلیمه
-
Mina Kiaتلگرامہ راہا دزنام جنگ بوتگ
-
ناشناستلگرامہ راہا دزنام جنگ بوتگ
-
Anonymous
The water crisis is not caused by drought alone. Aging infrastructure, high network losses, incomplete projects, unequal access, and weak accountability have placed the greatest burden on poor and marginalized Baluch and Sistani communities.
-
الههامضا میکنم، چون آب آشامیدنی سالم یک حق بنیادین انسانی است، اما صدها روستا و بسیاری از محلههای شهری در سیستان و بلوچستان هنوز با قطعیهای مکرر، فشارِ پایین آب، وابستگی به تانکرها و منابعِ جایگزینِ ناایمنِ آب روبهرو هستند.
-
-
ءَ ای اَرزی بندات کرتگ
بحران آب فقط نتیجه خشکسالی نیست. فرسودگی زیرساختها، هدررفت بالای آب در شبکه، پروژههای نیمهتمام، دسترسی نابرابر، و ضعف پاسخگویی و نظارت، سنگینترین بار را بر دوش جامعههای فقیر و بهحاشیهراندهٔ بلوچ و سیستانی گذاشته است.