۱۰ بهمن ۱۴۰۴
خطاب به سازمان ملل متحد و تمامی اتحادیهها و سازمان حقوق بشر و صلح جهانی
با احترام، این نامه فریاد ملتی است که سالهاست میان گلوله، گرسنگی و سکوت جهانی گرفتار شده است. ما از ایران مینویسیم؛ جایی که نهتنها حق حیات و آزادی، بلکه حق نان، امنیت، آینده و کرامت انسانی نیز بهصورت سازمانیافته از مردم سلب شده است.
در سالهای اخیر، مردم ایران از زنان، مردان، کودکان و سالمندان قربانی سرکوب خشن، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، محاکمات ناعادلانه و کشتار خیابانی شدهاند. استفاده از سلاح گرم علیه معترضان غیرمسلح، قطع اینترنت برای پنهانسازی حقیقت، و تهدید خانوادههای قربانیان، مصادیق آشکار جنایت علیه بشریت است.
اما رنج مردم ایران تنها به سرکوب مستقیم محدود نمیشود. گرانی افسارگسیخته، فقر ساختاری و فروپاشی معیشت میلیونها انسان را به مرز نابودی کشانده است. مردمی که از تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی، نان، دارو، مسکن و درمان،عاجزند. کودکانی که بهجای مدرسه، به کار اجباری کشانده شدهاند. و زنانی که در نتیجه فقر، ناامنی و ناامیدی، قربانی فحشا و بهرهکشی جنسی اجباری شدهاند؛ نه از سر انتخاب، بلکه برای بقا.
این شرایط، نقض آشکار حق کرامت انسانی، امنیت اجتماعی و زندگی شرافتمندانه است و مسئولیت مستقیم آن بر عهده حاکمیتی است که بهجای حمایت از مردم، آنان را سرکوب و فقیرتر کرده است. بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر (مواد ۱، ۳، ۵، ۹، ۱۹، ۲۲ و ۲۵)، میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، هیچ دولتی حق ندارد با ترکیب خشونت سیاسی و فقر تحمیلی، ملت خود را به مرگ تدریجی محکوم کند.
در این میان، تاریخ جهان درسی روشن و انکارناپذیر پیش روی ما میگذارد: هیچ دیکتاتوری، هرچند قدرتمند، سرانجام از پاسخگویی نگریخته است. تاریخ نشان داده است که حکومتهایی که بر پایه ترس، سرکوب و فقر بنا میشوند، یا با خشم مردم فرو میریزند، یا در دادگاههای بینالمللی محاکمه میشوند، یا نامشان برای همیشه با ننگ، جنایت و شکست ثبت میگردد. قدرتی که از لوله تفنگ تغذیه شود، و ثروتی که بر فقر مردم بنا گردد، نه پایدار است و نه مشروع. سکوت جامعه جهانی در برابر این واقعیتها، نه بیطرفی، بلکه نادیدهگرفتن درسهای تلخ تاریخ است؛ درسهایی که بهای آن را ملتها با خون و رنج پرداختهاند. مردم ایران از شما نمیخواهند جانب سیاست را بگیرید. آنها تنها میخواهند جانب انسانیت، عدالت و تجربه تاریخی بشر را بگیرید.
ما از سازمان ملل متحد و تمامی نهادهای بینالمللی مدافع صلح و حقوق بشر درخواست میکنیم:
-
۱. آغاز تحقیقات مستقل و بینالمللی فوری درباره کشتار و سرکوب مردم ایران
-
۲. شناسایی و محکومیت فقر سیستماتیک و نابودی معیشت بهعنوان نقض حقوق بشر
-
۳. پاسخگو کردن آمران و عاملان این جنایات در مجامع بینالمللی
-
۴. حمایت عملی از قربانیان، خانوادههای آنان و اقشار آسیبپذیر
-
۵. اقدام مؤثر برای جلوگیری از تکرار فجایعی که تاریخ بارها پایان آنها را نشان داده است هر روز تأخیر، به معنای جانهایی است که از دست میروند، و زخمی است که عمیقتر میشود.
تاریخ خواهد نوشت چه کسانی هشدارها را شنیدند و چه کسانی، با آگاهی، سکوت را انتخاب کردند.
با احترام و امید به عدالت،
یک شهروند ایرانی
--